برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
انگار باورم نمیشه که اینجا هنوز وجود داره...
اگر کسی سری به اینجا میزنه هنوز
دوست دارم توی غریب آباد اینستاگرام هم ببینمش
zahra.sheets
یک جورهایی شبیه همینجا!
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
اوست و آرزویی که نرسیده
منم و رویایی که ندارم
او و راه ِ مستقیمِ برآورده شدن
منم و میدانی پر از مانع برای دویدن
اویی و منی ؛
گره خورده در هم ، سر آستینِ خیالم دوخته شده به یقه ی فکرهایش ، بی ربط و با ربط ...
این روزها، اینست زندگی!
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
دیواری که سالها از کنارش رد میشدید ، دل تنگتان میشود
و
ریشه های فرش محتاج نوازش شمایند ، که گهگاه مرتبشان میکردید و حالا نه!
پ.ن: من کمی، فقط کمی بیشتر از دیوار دل دارم...
پ.ن: بی تو چه کنم ای صنم ، از غمت رنگ خون دامنم
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
آردها را بیخته و الک ها را آویخته
کنار هم نسل هایم ، کنار هم سن و سالهایم غریبه ام ! نه که خسته باشم ، اما باید بنشینم و نفس تازه کنم ، بعد از این سربالاییِ تند و تیز...
و هزار بار ذکر بردارم که : گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی!
پ.ن: برای کودکی که امسال به اول دبستان میرفت!
پ.ن: میخونه .... میخوام چند روزی روحم رو به دست باد بسپارم!
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
يعنى ادامه دارد...
در دايره ى قسمت
ما نقطه ى تسليميم
لطف آنچه تو انديشى
حكم آنچه تو فرمايى .
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی
برچسب:
نویسنده: سجاد صالحی